اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
خاک راه را از تهیدستان به قیمت می خرند
این شعر به احساسات عمیق انسانی و تفاوتهای میان ارزشها و انتظارات جامعه اشاره دارد. شاعر به انتقاد از افرادی میپردازد که به دنبال لذتهای زودگذر و ماديات هستند و از مسایل واقعی و معنوی غافلند. او به تبادلهایی که در جامعهی معاصر برای دستیابی به «متاع» صورت میگیرد، توجه میکند و بر این نکته تاکید میکند که اشیاء و ارزشهای واقعی به آسانی قابل خرید و فروش نیستند. در نهایت، او به مفهوم شهادت و ارزشهای والا در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که در دنیای عشق و ارزشهای انسانی، صرفاً پول نمیتواند معیار خوبی برای سنجش باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
خاک راه را از تهیدستان به قیمت می خرند
از کسادی نیشکر انگشت حسرت می مکد
مردم از کام مگس شهد حلاوت می خرند
آه از این افسردگان، فریاد ازین دلمردگان
شمع کافوری پی گرمی صحبت می خرند
با کباب تر نمک را التیام دیگرست
سینه مجروحان به جان شور قیامت می خرند
ناامید از آبروی جبهه خجلت مباش
کاین متاع ناروا را در قیامت می خرند
حج خریدن در دیار عشقبازان رسم نیست
هر که مرد اینجا، برای او شهادت می خرند
گوهر سیراب را صائب درین خاک سیاه
گر به نرخ خاک بفروشی، به نفرت می خرند