پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
در تماشاگاه او پا در حنا دارد سپند
این شعر به توصیف عشق و درد ناشی از آن میپردازد. شاعر به عواطف عمیق و شعلهور عشق اشاره میکند که باعث بیقراری و اضطراب در دل عاشق میشود. او به هارمونی بین عشق و آتش پرداخته و میگوید که اگرچه عشق میتواند آتشین و خطرناک باشد، اما زیبایی و جذابیت آن غیرقابل انکار است. در این شعر، عشق و آتش به عنوان نمادی از هیجان و تمایل به نزدیکی به معشوق مطرح میشود، در حالی که در عین حال، شناخت دردهای ناشی از برقراری این ارتباط نیز تاکید میشود. پایان شعر بر این نکته تاکید میکند که رهایی از این احساسات عمیق و پیچیده کار سادهای نیست و عاشق در تلاش برای کنار آمدن با آنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
در تماشاگاه او پا در حنا دارد سپند
گر بر آرد عشق دود از خرمن ما گو برآر
چون خلیل از شعله باغ دلگشا دارد سپند
بیقراران را نظر بر منتهای مطلب است
تا در آتش نیست، آتش زیر پا دارد سپند
در حریم عشق عالمسوز خاموشی است باب
دور می گردد ز آتش تا صدا دارد سپند
بی محابا سینه بر دریای آتش می زند
در نظر حسن گلوسوز که را دارد سپند؟
جستن از دام گرهگیر تعین سهل نیست
خرده جان بهر آتش رو نما دارد سپند
بر لب ما مهر خاموشی زدن انصاف نیست
در بساط زندگانی یک نوا دارد سپند
سالها شد بستر و بالین ز آتش کرده ایم
اینقدر سامان خودداری کجا دارد سپند؟
پیش ما کز آتشین رویان جدا افتاده ایم
لذت آواز پای آشنا دارد سپند
اختیاری نیست صائب اضطراب ما زعشق
پیش آتش چون دل خود را بجا دارد سپند؟
تا نسوزد پاک، هیهات است صائب وا شود
عقده ای در دل کز این وحشت سرا دارد سپند