نه همین از حرف دردآلود من خون می چکد
کز نگاه حسرتم بیش از سخن خون می چکد
در این شعر، شاعر از درد و رنج عمیق خود سخن میگوید و با استفاده از استعارههای مختلف، احساساتش را به تصویر میکشد. او به حال خود و جامعهاش مینگرد و از اشکها و خونهایی که از دل و نگاهش میچکد، سخن میگوید. تکرار عبارت "خون میچکد" نشاندهندهی عمق اندوه و غم ناشی از خیانت، درد جدایی و غم وطن است. شاعر در دیوانگی از عشق و زیبایی باغها و پرندگان سخن میگوید که تحت تأثیر رنج و غم در حال نابودی هستند. این احساسات به تصویر کشیده شده، نشاندهندهی جنگ، خیانت و مشکلاتی است که بر سر راه عشق و آزادی قرار دارند. در نهایت، شاعر از تداوم این دردها و تاثیری که بر زندگیاش دارد، سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه همین از حرف دردآلود من خون می چکد
کز نگاه حسرتم بیش از سخن خون می چکد
لاله زاری می شود گر بگذرد بر شوره زار
بس که از دامان آن پیمان شکن خون می چکد
تا که از داغ غریبی غوطه در خون زد، که باز
همچو زخم تازه از صبح وطن خون می چکد
گر یمن را نیست دل خون زان عقیق آبدار
از چه از هر پاره سنگی در یمن خون می چکد؟
بلبل یکرنگ را گر در جگر خاری خلد
شاهدان باغ را از پیرهن خون می چکد
زینهار اندیشه چیدن به خاطر مگذران
کز نگاه تند ازان سیب ذقن خون می چکد
هر کجا بی پرده گردد روی آتشناک او
جای اشک از چشم شمع انجمن خون می چکد
تا کدامین سنگدل امروز می آید به باغ
کز فغان عندلیبان چمن خون می چکد
می شود فواره خون خامه صائب در کفم
بس که از گفتار دردآلود من خون می چکد