سر و بالای تو فریاد از لب جو میکشد
آب را بر خاک از رفتار دلجو میکشد
این شعر به تم توصیف زیبایی و عشق پرداخته است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تعابیر مختلف، احساساتی چون شوق، دلتنگی و حیرت را بیان میکند. او به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه از شکوههای طبیعی و رفتارهای انسانی میپردازد. در این میان، مفهوم مجنون و لیلی نیز نمایان است، که نماد عشق عمیق و دردناک است. در نهایت، شاعر به حرکت و سختیهای عشق و دلبری اشاره میکند و بر وجوه مختلف زیبایی و حقیقت در ارتباطات عاطفی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سر و بالای تو فریاد از لب جو میکشد
آب را بر خاک از رفتار دلجو میکشد
بر سر مجنون نمیآید دگر لیلی ز ناز
گردن بیهودهای از دور آهو میکشد
دیده هرکس نشد حیران درین عبرتسرا
از سبکسنگی گرانی چون ترازو میکشد
بیشتر از طول چون مارست عرض راه تو
مستی غفلت ترا از بس به هرسو میکشد
صائب ماه نور در دلبری گرچه طاق افتاد(ه)
بر زمین خط پیش آن محراب ابرو میکشد