غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زلف چون قلاب او آب از دل آهن کشد

ریشه جوهر برون زآیینه روشن کشد

۲

می برد در روز روشن ره به آن تنگ دهن

در شب تاریک هر کس رشته در سوزن کشد

۳

از نظربازان مشو غافل که هر روز آفتاب

با کمال سرفرازی سر به هر روزن کشد

۴

خانه زنبور شد از گردن افرازی هدف

این سزای آن که در این خاکدان گردن کشد

۵

خون من خواهد گرفتن در قیامت دامنش

گر در ایام حیات از دست من دامن کشد

۶

نیست صائب گوشه ای از گوشه دل امن تر

وقت آن کس خوش که رخت خود به این مأمن کشد

بازگشت به سروده‌های صائب