غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسد

روزی مور از شکرخند سلیمان می‌رسد

۲

حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار

هرچه از موران زیاد آید به دهقان می‌رسد

۳

بید می‌گردد پس از خشکی برومند از نبات

از سر منصور دار آخر به سامان می‌رسد

۴

حلقه درگاه امیدست چشم انتظار

بوی پیراهن به داد پیر کنعان می‌رسد

۵

حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاه

ناله بلبل به فریاد گلستان می‌رسد

۶

وصل می‌خواهی، تلاش خاکساری کن که گرد

تا نفس را راست می‌سازد به دامان می‌رسد

۷

تیره‌روزان خوب می‌دانند صائب قدر هم

شام زلف آخر به فریاد غریبان می‌رسد

بازگشت به سروده‌های صائب