خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
شور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزد
این شعر به توصیف احساسات عمیق و درد و شوق عاشقانه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به بیان حالاتی مانند آزردگی خاطر و اشتیاق به معشوق میپردازد. در این متن، از بلبل و گل به عنوان نمادهایی از عشق و زیبایی استفاده شده و اشاره به شیفتگی و شوقی دارد که فرد عاشق به معشوق خود دارد. همچنین، احساساتی نظیر شرم، شوق و ناراحتی در این ابیات به تصویر کشیده میشود. شاعر میخواهد تا عمق عشق و رنجی که از دوری یا جدایی میکشد را منتقل کند، و تمام این احساسات در قالب تصاویر طبیعی و انسانی به خوبی جلوهگر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
شور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزد
موسی از شرم صفای ساعد سیمین او
همچو طفلان آستین خود به دندان می گزد
هر که را افتاد بر لبهای میگون تو چشم
تا شکرخند قیامت لب به دندان می گزد
آسمان را دل نسوزد بر شکایت پیشگان
دایه بیزارست از طفلی که پستان می گزد
(برق می خواهد به من تعلیم بیتابی دهد
شعله شوق مرا تحریک دامان می گزد)
تا زکف داده است صائب دامن وصل ترا
گاه پشت دست و گاهی لب به دندان می گزد