غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد

در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد

۲

چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست

می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد

۳

درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است

بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد

۴

خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند

تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد

۵

نیست امید برومندی ز خال نوخطان

حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد

۶

شیر در دست هجوم مور عاجز می شود

چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟

۷

نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است

در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد

۸

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

بازگشت به سروده‌های صائب