هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد
این شعر به تعبیر احساسات و تجربههای انسانی میپردازد. شاعر به موضوعاتی چون عشق، درد، و آرزوهای ناکام اشاره میکند. با استفاده از تصاویر زیبا و استعارهها، او بیان میکند که عشق و زیبایی، اگرچه ظاهری فریبنده دارند، میتوانند به درد و رنج بینجامند. همچنین، شاعر به ناپایداری زندگی و بیثباتی حسها اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در مواجهه با چالشها و دشواریها، نباید امید خود را از دست داد. در نهایت، شعر به مسأله جنگ و صلح نیز پرداخته و نشان میدهد که چگونه یک فرد میتواند در رویارویی با مشکلات و حوادث قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد
چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست
می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد
درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است
بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد
خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند
تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد
نیست امید برومندی ز خال نوخطان
حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد
شیر در دست هجوم مور عاجز می شود
چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟
نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است
در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد
از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست
هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد