هر که دل زان پنجه مژگان برون می آورد
جوهر از شمشیر هم آسان برون می آورد
این شعر به توصیف قدرت و تأثیر عشق و احساسات میپردازد و میگوید که افرادی که دلشان از زیباییها و جذابیتها برمیخیزد، میتوانند چیزهای باارزشی از جمله عشق و خوشبختی را به دست آورند. شاعر به قدرت عاطفی و روحی اشاره میکند که در زندگی وجود دارد و نشان میدهد چگونه عشق میتواند با وجود مشکلات و دردها، زیبایی و شگفتیهایی را به وجود آورد. همچنین به انتقام و مشکلات زندگی نیز اشاره میکند و یادآور میشود که هر کس میتواند از موانع و سختیها عبور کند و به چیزهای ارزشمند دست یابد. در نهایت، عشق و احساسات را به مانند گنجی بیان میکند که از دل آن نتیجههای مثبت و زیبا به دست میآید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که دل زان پنجه مژگان برون می آورد
جوهر از شمشیر هم آسان برون می آورد
در ریاض حسن او هر کس به گل چیدن رود
همچو نرگس دیده حیران برون می آورد
پسته را از پوست امید ملاقات شکر
گرچه دل خون می کند، خندان برون می آورد
خواب پوچ این عزیزان قابل تعبیر نیست
یوسف ما را که از زندان برون می آورد؟
در طلب هر کس که چون غواص پا از سر کند
از دل دریا گهر آسان برون می آورد
بر ضعیفان جور کمتر کن که جوش انتقام
از تنور پیرزن طوفان برون می آورد
شاخ و برگ آرزوها می شود موی سفید
حرص در صدسالگی دندان برون می آورد
می کند هر کس به ابنای زمان با زندگی
تخم سخت از پنجه طفلان برون می آورد
عاشقان را درد و داغ عشق باغ دلگشاست
عشق از آتش سنبل و ریحان برون می آورد
هر که صائب گوشه ای از مردم عالم گرفت
کشتی از دریای بی پایان برون می آورد