کوه را چون ابر، حکم او به رفتار آورد
ریگ را چون سبحه، ذکر او به گفتار آورد
این شعر توصیف زیبایی از نیروهای الهی و عشق است. شاعر به قدرت خداوند اشاره میکند که میتواند کوهها را به حرکت درآورد و ذرات ریز را زیر نور خورشید به کار گیرد. او همچنین به رفتار و عشق انسانها به طور ناتوانانه اشاره میکند و از رازهایی سخن میگوید که در دل بیحاصلش میگذرد. شاعر به زیباییهای طبیعت و تأثیر عشق در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند در پیری نیز موجب نزدیکی و تحول شود. در نهایت، شاعر به زیبایی گل و دلانگیزی بلبل اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و هنر همواره در کنار هم هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کوه را چون ابر، حکم او به رفتار آورد
ریگ را چون سبحه، ذکر او به گفتار آورد
جنبش ما ناتوانان است از اقبال عشق
ذره را خورشید تابان بر سر کار آورد
پرده پوشی می کند دریای جوشان را به کف
آن که می خواهد مرا دربند دستار آورد
از دل بی حاصلم هر جا حدیثی بگذرد
بید مجنون سر به پیش انداختن بار آورد
شد زبیکاری سیه عالم به چشم من، کجاست
چشم پرکاری که ما را بر سر کار آورد
مهر عالمتاب در هر جا دچار او شود
با کمال شوخ چشمی رو به دیوار آورد
هر نهالی را که آبش از گداچشمان بود
شاخسارش برگ سبز سایلان بار آورد
می تواند با تو در پیری هم آغوشم کند
آن که چندین گل برون از پرده خار آورد
چون ید بیضا فروغش نور می سوزد به چشم
در نظر چون گوهر ما را خریدار آورد
دفتر گل را دهد بلبل به باد از آه سرد
فردی از دیوان اگر صائب به گلزار آورد