غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد

اینقدر شد دانه خود را جدا از کاه کرد

۲

تا نگارین شد زمی دست سبو در زیر سر

دست ارباب طمع را از طلب کوتاه کرد

۳

بی‌وداع ما سفر کردن نه از آداب بود

می‌توانستیم آخر همتی همراه کرد

۴

برگ را پنهان کند بسیاری بار درخت

کثرت نعمت زبان شکر را کوتاه کرد

۵

رنگها در روز روشن می‌نماید خویش را

از سیه کاری مرا موی سفید آگاه کرد

۶

با خس و خاشاک، صائب موجه دریا نکرد

آنچه با ما ساده‌لوحان آب زیر کاه کرد

بازگشت به سروده‌های صائب