سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
دیده آیینه را جوهر پر از خاشاک کرد
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و دشواریهای زندگی میپردازد. او با استفاده از تصورات و تشبیهات زیبا، احساسات عمیق خود را نسبت به سرنوشت، عشق و ارتباطات انسانی بیان میکند. اشاره به خطی که بر روی صورت عشق نقش بسته و تأثیر آن بر زندگی، همچنین اشاره به موانع و سختیهای موجود برای درک عواطف و احساسات از نکات مهم شعر است. زیباییهای طبیعی و مشکلات زندگی همزمان در کنار هم قرار گرفتهاند و شاعر در تلاش است تا مفاهیم عمیقتری از زندگی و عشق را روشن کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
دیده آیینه را جوهر پر از خاشاک کرد
سرنوشت جوهر از آیینه خواندن مشکل است
آن خط نازک رقم را چون توان ادراک کرد؟
سر برآورد از زمین در عهد ما بی حاصلان
تخم قارونی که موسی پیش ازین در خاک کرد
ابر رحمت در دهانش گوهر شهوار ریخت
چون صدف هر کس درین دریا دهن را پاک کرد
چون نریزد از زبان ما صفیر دلخراش؟
چون قلم درد سخن ما را گریبان چاک کرد
مزرع بی حاصل من داغ دارد برق را
کهربایی می تواند خرمنم را پاک کرد
چون نترسد دیده من از غبار خط او؟
زلف صیادش در اینجا دام را در خاک کرد
گرچه صائب می چکد آب گهر از کلک من
دام بتوان در غبار خاطرم در خاک کرد