کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
شد سلیمان هر که دست خود حصار مور کرد
این شعر به تمایل بشر به سمت کمال و حقیقت میپردازد. شاعر در ابیات مختلف به موضوعاتی چون جستجوی خدا، عدالت، و معنای زندگی اشاره میکند. او با تمثیلهای مختلف از جمله کعبه و سلیمان، به قدرت و زیبایی حقیقت اشاره میکند و هشدار میدهد که دنیای مادی ما را از درک معانی عمیق باز میدارد. شاعر همچنین به سرنوشت انسانها و تغییرات زمانه اشاره میکند و تأکید میورزد بر اینکه تنها با جستجوی درونی و پیوستن به حقیقت میتوان به آرامش و رضایت رسید. در نهایت، او به جستجوی الهی و زیباییهای عمیقتری که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
شد سلیمان هر که دست خود حصار مور کرد
پرتو خورشید تابان پرده دار انجم است
خرده راز مرا روشندلی مستور کرد
جذبه دار فنا مشکل پسند افتاده است
ورنه چندین سر صدای کاسه منصور کرد
نفس دل را غوطه در زنگ قساوت می دهد
چون گدایی کز طمع فرزند خود را کور کرد
هر که رخت اینجا به وحدتخانه عزلت کشید
می تواند خواب راحت در کنار گور کرد
بانگ زنجیر عدالت در جهان پیچیده است
گرچه عمری شد که کسری طی این منشور کرد
راهرو چون سیل می باید که بر دریا زند
پیش پای خویش دیدن راه ما را دور کرد
خضر در تعمیر ما چندین چه می ریزد عرق؟
سیل نتوانست این ویرانه را معمور کرد
نام شاهان را نسازد محو دور روزگار
خاصه آن شاهی که ملک عدل را معمور کرد
جلوه معشوق در خارا سرایت می کند
رقص موسی را درین هنگامه کوه طور کرد
نیست صائب چشم در پی لقمه درویش را
لقمه بخت مرا چشم که یارب شور کرد؟