تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
باغبان چندین خیابان سرو را آزاد کرد
این شعر به زیبایی و اهمیت آبادانی و ترقی در زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند باغبانی که درختان را آزاد میکند و ساختن گلستان، نماد تلاش و کوشش برای بهبود شرایط را به تصویر میکشد. او به تذکر از نیاز به هوش و تلاش در بالندگی و ترقی اشاره دارد و میگوید که با وجود مشکلات، هنوز امکان ساختن محیطی بهتر وجود دارد. همچنین، به یاری دیگران و یادآوری ارتباطات انسانی اشاره دارد و بیان میکند که یادآوری دوستان و همدلی میتواند به آبادانی دلها کمک کند. در نهایت، شاعر به اهمیت حرکت و کمک به یکدیگر برای رسیدن به آبادانی و پیروزی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
باغبان چندین خیابان سرو را آزاد کرد
سنگ را در ناله می آرد وداع دوستان
بیستون فریادها در ماتم فرهاد کرد
نیست چون جوهر اگر در بال همت کوتهی
می توان پروازها در بیضه فولاد کرد
مدتی شد گرچه از جوش نشاط افتاده ایم
می توان از خاک ما میخانه ها آباد کرد
تاجداران را طریق خسروی تعلیم داد
این که از هدهد سلیمان وقت غیبت یاد کرد
اینقدر تمهید در تعمیر ما در کار نیست
می توان ما را به گرد دامنی آباد کرد
آه اگر ذوق گرفتاری نخواهد عذر ما
وحشت ما خون عالم در دل صیاد کرد
رفت در گنج گهر پایش چو دیوار یتیم
چون خضر هر کس که در تعمیر ما امداد کرد
این جواب آن غزل صائب که فتحی گفته است
از فراموشان مباد آن کس که ما را یاد کرد