غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد

در پی آزار زخم چشم سوزن می پرد

۲

شعله آتش اگر سیلی خور خوی تو نیست

از چه رودایم چراغ از چشم گلخن می پرد؟

۳

داغ ناسور مرا تحریک کس در کار نیست

آتش ما کی به بال طرف دامن می پرد؟

۴

فتنه دستی زآستین برکرد کاندر شهر و کوی

بی محرک سنگ از چنگ فلاخن می پرد

۵

بلبل ما چون کند آهنگ دوری از چمن

آب و رنگ اعتبار از روی گلشن می پرد

۶

صائب از نظاره ات گلزار اگر شد دور نیست

در تماشای تو رنگ از روی گلشن می پرد

بازگشت به سروده‌های صائب