وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
این غبار از خاطر من دامن صحرا نبرد
این شعر به عمق اندیشه و مبارزه درونی شاعر اشاره دارد. او با بیان چالشهای عاشقی و مبارزه با غرور و ملامت، نشان میدهد که عشق و احساسات عمیق انسانی میتواند دشواریهایی را به همراه داشته باشد. شاعر همچنین به فلسفه زندگی و پذیرش تنهایی و یتیمی اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که با وجود مشکلات و موانع، عشق و احساسات واقعی نمیتوانند از بین بروند و همواره باقی میمانند. زندگی و زمان هرچند میگذرند، اما احساسات و یادها همیشه در دل باقی میمانند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
این غبار از خاطر من دامن صحرا نبرد
کی شود با ما طرف در عاشقی هر خام دست؟
کوهکن با سخت بازی این قمار از ما نبرد
کیستم من تا دهم از عارض او دیده آب؟
شبنمی زین باغ خورشید جهان آرا نبرد
از ملامت بود فارغ خاطر آزاده ام
سنگ طفلان کوه تمکین مرا از جا نبرد
یک سرمو کم نشد از خط غرور حسن او
از سر طاوس مستی عیب پیش پا نبرد
از چراغان خلوت گورش شود تاریکتر
هر که زیر خاک با خود دیده بینا نبرد
دل زگرد خاکساری بر گرفتن مشکل است
از گهر گرد یتیمی صحبت دریا نبرد
عمر رفت و خار خار دل همان صائب بجاست
مشت خاشاکی به دریا سیل ازین صحرا نبرد