از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
باد نتوانست نکهت زین چمن بیرون برد
این شعر به موضوع حفظ رازها و حریم شخصی اشاره دارد. شاعر از افرادی که سخن خصوصی را فاش میکنند انتقاد میکند و با استفاده از تصاویر زیبای شعری، میگوید که دوستان و اطرافیان نباید رازهای عشق و احساسات را به بیرون ببرند. او به ارزش خلوت و آرامش در زندگی اشاره کرده و تأکید میکند که هرگونه فاشگویی درباره عشق و احساسات میتواند تبعات منفی داشته باشد. در نهایت، شاعر بر اهمیت ماندن در وطن و دوری از غریبی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
باد نتوانست نکهت زین چمن بیرون برد
شمع را خاکستر پروانه اینجا سرمه داد
کیست راز عشق را از انجمن بیرون برد؟
در به روی طوطیان آیینه از زنگار بست
این سزای آن که از خلوت سخن بیرون برد
پرتو لعل لب او گر نیفروزد چراغ
راه نتواند تبسم زان دهن بیرون برد
دولت تردامنان پا در رکاب نیستی است
زود شبنم رخت هستی از چمن بیرون برد
شمع تر کرد از عرق پیراهن فانوس را
کیست تا پروانه را از انجمن بیرون برد؟
سرمه خط خامشی گرد لب ساغر کشید
تا مباد از مجلس مستان سخن بیرون برد
هر که می خواهد شود فکر جهانگردش غریب
به که چون صائب گرانی از وطن بیرون برد