رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
کشتی از خشکی به دریای گهر خواهیم برد
در این شعر، شاعر به انتقال از دنیای مادی و مشکلات آن به دنیای آرامش و زیبایی اشاره میکند. او از خستگیها و نداشتن انگیزه در همراهی با دیگران صحبت میکند و به سفر به سوی حقیقت و لذتهای عمیقتر میاندیشد. شاعر به این نکته اشاره میکند که در زندگی، درختی پراز زندگی و امید در بهار به بار نمیآورد و در پاییز، این زیباییها را به زیر خاک خواهند برد. او همچنین به این نکته میپردازد که با وجود چالشهای زندگی، در نهایت زیبایی و حقیقت را چون طلا به زیر خاک خواهند برد، در یک معنا به ارزشهای معنوی اشاره میکند که باقی خواهند ماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
کشتی از خشکی به دریای گهر خواهیم برد
راه بی پایان و ما بی برگ و همراهان خسیس
با کدامین توشه این ره را بسر خواهیم برد
می کند بیتابی دل پیروان را پیشرو
ما به منزل رخت پیش از راهبر خواهیم برد
در بهاران سر چرا از بیضه بیرون آوریم؟
در خزان چون سر به زیر بال و پر خواهیم برد
با خمار آن به که صلح از باده گلگون کنیم
چون ازین میخانه آخر دردسر خواهیم برد
دیگران در خاک اگر سازند صائب زر نهان
ما به زیر خاک رخسار چو زر خواهیم برد