مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
رشته بسیار این عقد گهر دارد به یاد
شعر به توصیف درد و عشق و یادبودهایی میپردازد که در زندگی هر فرد وجود دارد. شاعر به مرگ عاشقانی اشاره میکند که نام و یادشان در خاطرهها باقی مانده است و همچنین به آرزوهای آزادگان اشاره میکند که عمر طولانیتری دارند. او از چالشها و دردهای زندگی مانند دریای طوفانی و شناور بودن آدمی در آن سخن میگوید. همچنین به عشق و عقل اشاره میکند و تضاد بین آنها را نشان میدهد. شاعر همچنین به نداشتن احساس رئیس و بیتوجهی به دردهای دیگران اشاره دارد و در نهایت امید و روشنی را در پیامهای غمانگیز خود میگنجاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
رشته بسیار این عقد گهر دارد به یاد
با دل چون موم، شمع انجمن افروز ما
یک جهان پروانه بی بال و پر دارد به یاد
قسمت آزادگان از عمر باشد بیشتر
سرو بی بر صد درخت پرثمر دارد به یاد
هر کف پوچی ز دریای پرآشوب جهان
چون حباب و موج، صدتاج و کمر دارد به یاد
با بزرگان کاوش بیجا ندارد عاقبت
کوهکن بسیار ازین کوه و کمر دارد به یاد
بیدلان از چین ابرو دست و پا گم می کنند
کشتی ما پر ازین موج خطر دارد به یاد
عقل می داند قدیم این خاکدان را، ورنه عشق
بارها افلاک را زیر و زبر دارد به یاد
دل نمی سوزد به داغ دردمندان چرخ را
بیستون پر لاله خونین جگر دارد به یاد
تشنه از موج سراب افزون درین دامان داشت
صائب این سرچشمه روشن گهر دارد به یاد