حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
خواهد آمد خط و قانون دگر خواهد نهاد
در این شعر، شاعر به جدایی و درد ناشی از آن اشاره میکند. حسن که میرود، دمی از دلتنگی و غم به جا میگذارد و باعث تغییراتی در وضعیت زندگی و احساسات میشود. او از زیباییها و جذابیتهای محبوبش میگوید و بیان میکند که چگونه این زیباییها میتوانند دلی را با خنده و نگاهشان شاد کنند، اما در عین حال این شادی نیز همراه با درد و غم است. شاعر ناتوانی و ضعف ناشی از جدایی را توصیف کرده و در نهایت، تأکید میکند که این جدایی باعث خواهد شد که عشق و زیبایی به نامهای مختلف در دل آدمها باقی بماند و آنها را دچار حزن و اندوه کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
خواهد آمد خط و قانون دگر خواهد نهاد
از پریشانی سر زلف تو پس خم می زند
کاکلت این سرکشیها را زسر خواهد نهاد
ابرویت کاندر فنون دلربایی طاق بود
گوشه ای خواهد شد و دستی به سر خواهد نهاد
چشم صیادت که آهو را نیاوردی به چشم
دام از بی حاصلی در هر گذر خواهد نهاد
شوربختان لبت هر یک به کنجی می روند
خنده ات یک چندان دندان بر جگر خواهد نهاد
نخل قدت کز روانی عمر پیشش لنگ بود
هر قدم از ضعف دستی بر کمر خواهد نهاد
رنگ رخسارت که با گل چهره می شد در چمن
داغ رنگ زرد بر رخسار زر خواهد نهاد
شعله خویت که آتش در دل یاقوت زد
پشت دستی بر زمین پیش شرر خواهد نهاد
ساعد سیمین که بودش دلبری در آستین
آستنی از بی کسی بر چشم تر خواهد نهاد
تیغ بندان کرشمه تیغ بر همه می نهند
اشک خونین سر به دامان نظر خواهد نهاد