دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
قند باشد در دهان مردم بیمار تلخ
شاعر در این شعر بهطرز عمیقی به موضوعات تلخی و شیرینی در زندگی میپردازد. او به تلخیهای عشق و دردهای ناشی از آن اشاره میکند و نشان میدهد که حتی در تلخترین لحظات، میتوان طعم شیرینی را احساس کرد. با به کار بردن تصاویری مانند شربت تلخ و باده شیرین، نویسنده تضاد احساسات انسانی را بررسی میکند. همچنین، به قولهای شاعرانه در مورد جراحتها و زخمها اشاره میکند و تأکید میکند که زندگی پر از چالشها و تلخیهاست، اما این تلخیها نیز بخشی از تجربه انسانی هستند که میتوانند منجر به رشد و تفکر عمیقتر شوند. در نهایت، شاعر به قدرت کلمات و ادبیات در تبدیل تلخیها به زیبایی و معانی شیرین اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
قند باشد در دهان مردم بیمار تلخ
می کشد از لطف عاشق تلخی زهر عتاب
باده شیرین بود در مشرب خمار تلخ
تلختر باشد رهین منت سوزن شدن
بر تهی پایان بود هر چند زخم خار تلخ
کام هر کس را که از اقبال شیرین کرد چرخ
چشم تا بر هم زنی می سازد از ادبار تلخ
شش جهت شان عسل شد گرچه از زنبور من
شد ز حرف تلخ گوشم چون دهان مار تلخ
نیست بر کوتاه بینان وضع دنیا ناگوار
باشد این خواب پریشان بر اولوالابصار تلخ
می خورد ابروی او در وسمه خون خویش را
زنگ باشد بر دل شمشیر جوهردار تیغ
نیشکر بعد از شکستن می شود شاخ نبات
از شکست خلق روی خود مکن زنهار تلخ
می کند بر دیده قانع به شکرخواب امن
سایه بال هما را سایه دیوار تلخ
تا زبان خامه صائب سخن پرداز شد
طوطیان را حرف شیرین گشت در منقار تلخ