لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
از خشکی دماغ محور بر دماغ صبح
شعر به زیبایی صبح و تاثیرات آن بر زندگی و احساسات انسان میپردازد. در این شعر، صبح به عنوان زمان نویدبخش و مملو از عشق و زیبایی توصیف شده است. صبح، ظرفی از عشق و شادابی است که میتواند دلها را روشن کند و احساسات تازهای به ارمغان آورد. همچنین، به زیبایی و روشنایی خورشید در باغها اشاره میکند و بر اهمیت توجه به این لحظات لطیف و دلانگیز تاکید دارد. در نهایت، اشاره به این دارد که با ظهور صبح، زوایای پنهان زندگی روشن میشود و انسان باید قدر این برکات را بداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
از خشکی دماغ محور بر دماغ صبح
عشقی که صادق است شام مطلبش
از خود شراب لعل برآرد ایاغ صبح
بی شست و شوی، نامه پاکان بود سفید
پرورده است در نمک خویش داغ صبح
در پرده جلوه های نهان هست فیض را
غافل مباش در دل شب از سراغ صبح
شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را
رنگین شود ز یک گل خورشید باغ صبح
پا در رکاب برق بود حسن نوخطان
زنهار بر مدار نظر از چراغ صبح
صائب ز سینه انجمن افروز عالم
تا گرم شد چو مهر سرم از ایاغ صبح