غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟

چون گل از شبنم بزن بر چهره خود آب، صبح

۲

شیر مست فیض شو از جوی شیر روشنش

تا نگشته است از شفق چون دامن قصاب صبح

۳

در وصال از عاشق صادق نمی داند اثر

چون شکر در شیر، گردد محو در مهتاب صبح

۴

گر نداری زنده شب را از گرانخوابی چو شمع

سبحه گردان شو ز اشک گرم در محراب صبح

بازگشت به سروده‌های صائب