دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ
بگسل از طول امل، چون مار در بستر مپیچ
این شعر به پرهیز از دلبستگیها و هوسها اشاره دارد. شاعر از دل میخواهد که از تمنیات نفسانی و آرزوهای بلندپروازانه دور بماند و انرژی و توجه خود را صرف کارهای مهم و سازنده کند. او بیان میکند که دل باید پاک و روشن باشد و در روابط با دیگران و طبیعت صبوری نشان دهد. همچنین، تاکید میکند که در زندگی، نباید به جزئیات و حواشی بپردازیم و باید از مشکلات عبور کرده و به جلو برویم. در نهایت، شعر به این نکته میرسد که آرزوها و آمال باید متناسب با واقعیتها باشند و نباید در خیالهای دور و دراز غرق شویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ
بگسل از طول امل، چون مار در بستر مپیچ
کار خود چون کوهکن با تیشه خود کن تمام
بیش ازین در انتظار تیغ چون جوهر مپیچ
دل چو روشن شد به باد نیستی ده جسم را
خط پاکی چون به دست افتاد در دفتر مپیچ
با فلک چندان مدارا کن که دل صافی شود
چون شود آیینه ات روشن، به خاکستر مپیچ
در ره دوری که نقش بال وپر باشد وبال
رشته دام علایق را به بال وپر مپیچ
دردمندان را به قدر زخم باشد فتح باب
از حوادث، تیغ اگر بارد به فرقت، سرمپیچ
تا توان پیچید در ساقی به شبهای دراز
کوته اندیشی مکن در شیشه و ساغر مپیچ
رنج باریک آورد آمیزش سیمین بران
اینقدر ای رشته باریک بر گوهر مپیچ
با کمند عنکبوتان صید عنقا مشکل است
بیش ازین صائب به فکر آن پری پیکر مپیچ