غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بی یار بهار دلنشین نیست

این پنبه داغ یاسمین نیست

۲

صد شکر، به دست کوته من

صد بند ز چین آستین نیست

۳

در دامن برگ پا شکسته است

داغ دل لاله خوش نشین نیست

۴

در خانه او چو خانه زین

پایم ز نشاط بر زمین نیست

۵

نزدیکان را نمی شناسد

فریاد که یار دوربین نیست

۶

در زیر لبش هزار عذرست

امروز که چینش بر جبین نیست

۷

من بلبل غنچه حجابم

بیزارم از آنچه شرمگین نیست

۸

هر کس که شنید فکر صائب

حرفی به لبش جز آفرین نیست

بازگشت به سروده‌های صائب