غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیغام، نمکچش وصال است

دلخوش کن عاشقان خیال است

۲

خورشید فلک سفید ابروست

خورشید تو عنبرین هلال است

۳

هر جا که دل شکسته ای هست

ریحان خط ترا سفال است

۴

خورشید ترا ز سایه خط

پیداست که اول زوال است

۵

اندیشه چشم مشکبویان

آهوی قلمرو خیال است

۶

رخساره آتشین او را

پروانه خانه زاد، خال است

۷

با چشم تو آشنایی ما

می پنداری هزار سال است

۸

غیر از لب جام نیست صائب

امروز لبی که بی سؤال است

بازگشت به سروده‌های صائب