در خودآرایی خطرها مضمرست
حلقه فتراک طاوس از پرست
این شعر به خطرات و مشکلات خودآرایی و تظاهر میپردازد. شاعر با تشبیهات مختلف نشان میدهد که بیسبکروحی و نقص در انسان شبیه به کشتی بدون بادبان و لنگر است. عشق و دوستی، حسن را به وجود میآورد و در عوض، حقایق زندگی مانند عیوب را با هنر میتوان پنهان کرد. همچنین، برخی خواستهها در زندگی به صورت طبیعی برآورده میشوند و شاعر به ارزش خویشتنداری و پرهیز از تظاهر اشاره میکند. در نهایت، او از اهمیت گفتار شیرین و خالصانه نیز سخن میگوید و به طبعیت و ذاتی بودن حسادت، انتظارات و شادیها اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در خودآرایی خطرها مضمرست
حلقه فتراک طاوس از پرست
بی سبکروحی و تمکین آدمی
کشتی بی بادبان و لنگرست
قرب خوبان رنج باریک آورد
رشته را کاهش نصیب از گوهرست
عشق می بخشد تمامی حسن را
شمع بی پروانه تیر بی سرپرست
خلق نیکو عیب را سازد هنر
خامی عنبر کمال عنبرست
بی طلب سیراب می گردد ز می
چون سبو دستی که در زیر سرست
پرتو منت کند دل را سیاه
زنگ این آیینه از روشنگرست
در سخن لعلش قیامت می کند
این نمکدان پر ز شور محشرست
بر عذار لیلی آن خال کبود
چشمه خورشید را نیلوفرست
آتش درویشانه خود ای پسر
از طعام میهمانی بهترست
شیر بیگانه است آش دیگران
شوربای خویش شیر مادرست
صائب از شیرینی گفتار خود
طوطی ما بی نیاز از شکرست