غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نه هر تن لایق تشریف شاهی است

شهادت آل تمغای الهی است

۲

سر آزاده تاج زرنگارست

دل آسوده تخت پادشاهی است

۳

بود آزادگی در ترک دنیا

در اینجا فلس ماهی دام ماهی است

۴

سواد فقر را در دیده جاده

که جای آب حیوان در سیاهی است

۵

به هر محفل که دمسردی در او هست

دل روشن چراغ صبحگاهی است

۶

برون آرد نکویان را خط از شرم

خط مشکین برات خوش نگاهی است

۷

گناهی را که در دیوان رحمت

نمی بخشند صائب بیگناهی است

بازگشت به سروده‌های صائب