به چشم من فلک یک چشمخانه است
که انسان مردمک، نور آن یگانه است
این شعر به زیبایی و عمق زندگی انسانی اشاره دارد. شاعر دنیا را به عنوان یک چشمخانه میبیند که انسان بهعنوان منبع نور آن است. او از fleeting nature یا گذران عمر سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که غفلت از گناهان و بیتوجهی به زندگی میتواند ما را به خواب مرگ بکشاند. در پایان، شاعر از عشق و زیباییهای دنیا سخن میگوید و به خورشید بهعنوان نماد نور و زندگی اشاره میکند که از چهرهاش ثروت و خزانهای برای جهان ساطع میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به چشم من فلک یک چشمخانه است
که انسان مردمک، نور آن یگانه است
نباشد چون سبکرو توسن عمر؟
که هر موج نفس چون تازیانه است
بود در زیر لب، جان عاشقان را
که جای رفتنی بر آستانه است
گناهان را ز خردی سهل مشمار
که خرمنهای عالم دانه دانه است
چنان غفلت ترا مدهوش کرده است
که خواب مرگ در گوشت فسانه است
به غیر از آه، مکتوبی ندارم
چو آتش ترجمان من زبانه است
مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل
که چون تیر هوایی بی نشانه است
ازان خورشید شد صائب جهانگیر
که از رخسار زرینش خزانه است