در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
چون تابه گرم گردد، این دانه را عروسی است
این شعر به توصیف شور و شادی ناشی از عشق و عشق ورزی میپردازد. شاعر به تضاد میان گرما و سردی، دیوانگی و عقل، و شادی و غم اشاره میکند. در هر جنبهای از زندگی که عشقی وجود دارد، جشنی برپاست. عشق به عنوان یک نیروی مثبت، زندگی را پر از شور و هیجان میکند و اصول و قوانین را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، در این شعر به رابطه عشق و دین اشاره میشود و نشان میدهد که عشق میتواند انسان را از قید و بندهای اجتماعی آزاد کند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و تأثير آن بر زندگی انسانها تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
چون تابه گرم گردد، این دانه را عروسی است
از سینه های گرم است هنگامه جهان گرم
تا هست باده در جوش میخانه را عروسی است
رطل گران بود سنگ از دست تازه رویان
هر جا که کودکانند دیوانه را عروسی است
شد عشق سنگدل شاد تا باختیم ایمان
برگشت هر که از دین بتخانه را عروسی است
هنگامه محبت افسردگی ندارد
از فیض عشق سی شب پروانه را عروسی است
نگذاشت شور مجنون یک طفل در دبستان
در خانه ای عروسی، صد خانه را عروسی است
باطل ز قرب باطل صائب شکفته گردد
در گوش خوابناکان افسانه را عروسی است