لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
گره دام و دانه هر دو یکی است
در این شعر، شاعر به همسانی و یگانگی دو جنبه متضاد زندگی اشاره میکند. او بیان میکند که نه تنها لطف و قهر زمانه یکساناند، بلکه دیگر دوگانگیها مانند روز و شب، غفلت و بیداری، شادی و اندوه، و حتی زندگی و مرگ نیز تأکید بر همین یگانگی دارند. شاعر به این نکته میپردازد که دل و دلدار و همچنین زندگی و زندان در ذات خود بدون تفاوتاند. بهطور کلی، مفاهیم زیبایی و تلخی، عشق و جدایی، و خوشبختی و بدبختی در واقع یکی بوده و همگی بخشی از تجربه انسانی محسوب میشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
گره دام و دانه هر دو یکی است
پشت و رو نیست کار دنیا را
شب و روز زمانه هر دو یکی است
دیده خوابناک غفلت را
صور حشر و فسانه هر دو یکی است
خنده برق در سبکسیری
با نشاط زمانه هر دو یکی است
خاکساران بی تعین را
مسند و آستانه هر دو یکی است
نقد باشد قیامت عاشق
پیش ما گور و خانه هر دو یکی است
نیست از هم جدا دل و دلدار
چون دو لب، این دو دانه هر دو یکی است
جلوه آب خضر در ظلمات
با شراب شبانه هر دو یکی است
خانه با یار خانگی زیباست
ورنه زندان و خانه هر دو یکی است
ما که از بال خویش در قفسیم
بیضه و آشیانه هر دو یکی است
نسبت کشتی شکسته ما
با کنار و میانه هر دو یکی است
صائب این آن غزل که تنها گفت
بد و نیک زمانه هر دو یکی است