صدق، روشنگر ضمیر من است
صبح روشن ضمیر، پیر من است
در این شعر، شاعر به بیان درونیات و احساسات خود پرداخته و صدق و روشنگری را نمایانگر ضمیر خود میداند. او صبح روشن را نماد پیری خود تصور میکند و بر این نکته تاکید دارد که نباید زیر پا برود. شاعر به این موضوع اشاره دارد که او از ظاهر پر زرق و برق نمیگذرد و دولت و موفقیت را در دسترس خود میبیند. اگرچه ممکن است به سختیها و مشکلات نگاه کند، اما در دلش امید و جستجوی حقیقت وجود دارد. او بیتی در توصیف دلنشینی و زیبایی هنر خود دارد و در نهایت، آفتاب را نماد شکوفایی و زیبایی درون خود میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صدق، روشنگر ضمیر من است
صبح روشن ضمیر، پیر من است
موری از من نمی شود پامال
کف دست دعا سریر من است
نیستم امت تن آرایان
خلق خوش جامه حریر من است
دولت افتاده است در قدمم
پر و بال هما حصیر من است
به گریبان اگر نپردازم
کاوش سینه دستگیر من است
رم آهو به آن سبکپایی
داغ طبع کناره گیر من است
بلبل خوش نوای نیشابور
خجل از طبع بی نظیر من است
آفتاب شکفته رو صائب
گلی از گلشن ضمیر من است