سفر اهل شوق در وطن است
خلوت اهل دل در انجمن است
این شعر به تجربههای عمیق عشق و دل باختگی اشاره دارد. زندگی واقعی و راحتی اهل دل در کنار یکدیگر بوده و تلاش برای فهم و درک عشق است. زیبایی و احساسات عشق به مثابه گلها و چمنها تصویر میشود و خنده، حتی اگر کم باشد، میتواند از غم بکاهد. عشق به زندگی و عشق الهی مانند نور آفتاب، همواره پایدار است و سخنان عاشقانه باید با دل و خرد بیان شود. شعر همچنین تأکید دارد که برای درک عمیقترین معانی، نیاز به تابش عشق است و آنچه در دل عاشق وجود دارد، از کلام بیرون نمیآید. در نهایت، بر اهمیت صبر و مهارت در زندگی تأکید میشود و بر لزوم حفاظت از خود در برابر مشکلات دوران زندگی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سفر اهل شوق در وطن است
خلوت اهل دل در انجمن است
عندلیبی که در خیال گل است
هر کجا غنچه می شود چمن است
خنده هر چند کم بود، در وقت
خانه پرداز محنت کهن است
غم یکساله را به باد دهد
خنده گل اگر چه یک دهن است
رخنه اش سد باب طوفان است
عشق، خضر سفینه بدن است
سخن عشق با خرد گفتن
بر رگ مرده نیشتر زدن است
آفتابی است بی زوال، سخن
مغربش گوش و مشرقش دهن است
یوسف شرمگین معنی را
لفظ نازک به جای پیرهن است
مغز گردد در استخوانش نال
چون قلم هر که عاشق سخن است
بر زبان قلم نیاید راست
آنچه از شوق در ضمیر من است
بر بزرگان مشو به حلم دلیر
سپر آفتاب، تیغ زن است
ایمن از گوشمال دوران است
هر که صائب به حال خویشتن است