غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق سلطان و عقل دهقان است

رزق دهقان ز عدل سلطان است

۲

عشق چون آفتاب کنعانی

عقل ده گانه همچو اخوان است

۳

کیست گردن ز حکم عشق کشد؟

عشق انگشتر سلیمان است

۴

ظلمات سواد هستی را

مشرب عشق، آب حیوان است

۵

عقل در بارگاه حضرت عشق

منفعل چون نخوانده مهمان است

۶

عقل مرغی است در قفس محبوس

عشق سیمرغ قاف امکان است

۷

عقل فرمان پذیر تکلیف است

عشق سیلاب کفر و ایمان است

۸

آسمان سفره ای است پر نعمت

عشق آن سفره را نمکدان است

۹

اقتدا تا به مولوی کرده است

شعر صائب تمام عرفان است

بازگشت به سروده‌های صائب