غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۱۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

می گلرنگ خونی رازست

لب ساغر خموش غمازست

۲

دهن شیشه مغرب عقل است

لب پیمانه مشرق رازست

۳

یک الف وار نیست گوشه امن

صفحه خاک، سینه بازست

۴

عقل با عشق مشتبه نشود

ذره از آفتاب ممتازست

۵

بلبل بوستان شوق ترا

شکن دام، بال پروازست

۶

طور آخر گل از تجلی چید

کار افتادگان خداسازست

۷

دل صائب ز شوق آب شده است

تشنه خاک پاک شیرازست

بازگشت به سروده‌های صائب