غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر زهاد خشک بی شورست

لب دلمردگان لب گورست

۲

سر بی شور، جام بی باده

دل بی عشق زنده در گورست

۳

دل پر داغ، لاله زار بهشت

سر پر شور، قصر پر حورست

۴

در شکستن بود حلاوت دل

شهد در کسر شان زنبورست

۵

چون هما رزقش استخوان سازند

به سعادت کسی که مغرورست

۶

زخم در تیغ می شود ناسور

بس که آفاق پر شر و شورست

۷

چه کنم تن به عاجزی ندهم؟

که زمین سخت و آسمان دورست

۸

ره مده حرص و آز را در دل

که پر و بال دشمن مورست

۹

تلخ شیرین لبان گوارنده است

باده صائب ز آب انگورست

بازگشت به سروده‌های صائب