منظور من آن موی میان است و میان نیست
رزق من ازان تنگ دهان است و دهان نیست
این شعر به بررسی مفاهیم عمیق عشق، زیبایی و وجود میپردازد. شاعر از "موی میان" و "تنگ دهان" سخن میگوید و این تصاویر را نمادی از عشق و زیبایی میداند که به ظاهری ملموس وابسته نیست. او به فریاد دلبر شیرینسخن اشاره میکند که سرشار از احساسات عمیق است، اما به زبان نیاز ندارد تا بیان شود. شاعر به شیوههای مختلف از زیباییهای عالم و عشقورزی میگوید که در نهایت درک آنها فراتر از کلام و بیان است. همهچیز به شکلی عمیق به هم مرتبط است، که حتی در بیزبانی و عدم بیان، احساسات و جانها به هم مرتبط میشوند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که زیبایی واقعی و عمیق در چیزهایی نهفته است که به ظاهر قابل دسترسی نیستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
منظور من آن موی میان است و میان نیست
رزق من ازان تنگ دهان است و دهان نیست
فریاد که آن دلبر شیرین سخن از شرم
چون غنچه سراپای زبان است و زبان نیست
از بوالعجبیهاست که شیرینی عالم
مستور در آن تنگ دهان است و دهان نیست
این با که توان گفت که سررشته جانها
وابسته به آن موی میان است و میان نیست؟
فریاد که از بی دهنی درد دل ما
وقوف به تقریر زبان است و زبان نیست
نوری که بود روشن ازو دیده عالم
چون مهر جهانتاب عیان است و عیان نیست
آن جام جهانی که جهان در طلب اوست
از دیده ادراک نهان است و نهان نیست
هر چند که با هم نشود سیر و سکون جمع
در صلب گهر، آب روان است و روان نیست
از بی بصری در نظر تنگ خسیسان
یوسف به زر قلب گران است و گران نیست
آن پیر سیه دل که مقید به خضاب است
در چشم خود از جهل جوان است و جوان نیست
این طرفه که صائب دل صد پاره ما را
شیرازه ازان موی میان است و میان نیست