غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در دیده بی شرم و حیا نور ادب نیست

بی رویی از آیینه بی پشت، عجب نیست

۲

غیر از نگه دور، چو خار سر دیوار

از گلشن حسن تو مرا برگ طرب نیست

۳

از فکر خط و خال تو بیرون نرود دل

گنجینه این راز به غیر از دل شب نیست

۴

در مشرب دیوانه من، سنگ ملامت

در چاشنی فیض کم از هیچ رطب نیست

۵

صائب اگرت هست سر گوشه نشینی

چون خال، ترا جا به ازان گوشه لب نیست

بازگشت به سروده‌های صائب