روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره عشق و غم میپردازد. شاعر از درد و رنجی که از عشق میکشد سخن میگوید و به فراز و نشیبهای زندگی اشاره میکند. او به زیبایی و جذابیت چشمان معشوق اشاره کرده و از غم و غربت خود مینالد. همچنین، مضامین جدایی و اندوه ناشی از آن، مانند زندانها و چاهها، در شعر به تصویر کشیده شده است. شاعر به تلخی و زهر در نوشیدنی خود اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که در دلش، شعلههای آتش و اشکهای فراوان وجود دارد. بهطور کلی، این شعر احساساتی چون غم، عشق و فاصله را با تصاویری زیبا و تأثیرگذار بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است
خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیست
غفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است
بر داغ سیه روزی عشاق ببخشای
شکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است
غربت مپسندید که افتید به زندان
بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است
هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده است
در سینه من مایه صد سلسله آه است
بر خانه من سیل حوادث نکند زور
همواری من دشت صفت پشت و پناه است
پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهر
آن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است
صائب عجبی نیست گر آرام ندارم
خاکستر من در گرو صرصر آه است