غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است

کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است

۲

خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیست

غفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است

۳

بر داغ سیه روزی عشاق ببخشای

شکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است

۴

غربت مپسندید که افتید به زندان

بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است

۵

هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده است

در سینه من مایه صد سلسله آه است

۶

بر خانه من سیل حوادث نکند زور

همواری من دشت صفت پشت و پناه است

۷

پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهر

آن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است

۸

صائب عجبی نیست گر آرام ندارم

خاکستر من در گرو صرصر آه است

بازگشت به سروده‌های صائب