کیفیت می با لب شکرشکن توست
نقلی که می از خویش برآرد دهن توست
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به ویژگیهای ظاهری و شیرینی لبهای معشوق اشاره میکند و از کیفیت و ظرافت چهرهاش سخن میگوید. او به نکات مختلفی چون چهره زیبا، موهای پیچیده و زلفهای خوشفرم معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که این زیباییها بر روی احساسات و اشتیاق او تأثیرگذارند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و زیبایی معشوق به گونهای است که هیچ چیز دیگری نمیتواند به آن رضایت دهد و محبت او کارسازتر از هر چیز دیگر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کیفیت می با لب شکرشکن توست
نقلی که می از خویش برآرد دهن توست
کرده است شکرخند به شیرین دهنان تلخ
این شور که در پسته شکرشکن توست
در دیده ما حاشیه گلشن رازست
خطی که به گرد لب رنگین سخن توست
سروی چو تو این سبز چمن یاد ندارد
پیراهن گل، تر ز قماش بدن توست
از غیرت پیچ و خم آن موی میان است
هر تاب که در زلف شکن بر شکن توست
هر چند خط سبز بود آیه رحمت
چون سبزه بیگانه گران بر چمن توست
از موی شکافان جهان است سرآمد
این تیغ زبانی که نهان در دهن توست
خورشید کز او نعل فلکهاست در آتش
پروانه پر سوخته انجمن توست
بر دوزخیان میوه فردوس حرام است
دندان هوس کند ز سیب ذقن توست
صائب طمع بوسه ز دلدار فضولی است
زان لقمه بکش دست که بیش از دهن توست