غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شمع سر خاک شهدا لاله داغ است

صد پیرهن این سوخته دل به ز چراغ است

۲

در دامن صحرای دل سوخته من

تا چشم کند کار، سیه خانه داغ است

۳

هر کس من دلسوخته را دید، شود داغ

خاکستر پروانه من پای چراغ است

۴

در دیده ما جوهریان خط یاقوت

جز مشق جنون هر چه بود پای کلاغ است

۵

بلبل به نفس باز کند غنچه گل را

غافل که شکرخنده گل، رخنه باغ است

۶

هر چند که باریک شود لفظ چو معنی

در خلوت اندیشه من موی دماغ است

بازگشت به سروده‌های صائب