دل را ز ما به حسن ادا می توان گرفت
زاندک توجهی دل ما می توان گرفت
شاعر در این شعر به مضامین مختلفی اشاره میکند. او میگوید که از طریق حسن نیت و توجه میتوان دل افراد را به دست آورد و اگر انسان خود را همچون گل جمع و مرتب کند، میتواند از دنیای پر از غم و اندوه بهرهبرداری کند. در دنیایی که قناعت و عدم وابستگی به مادیات با اهمیت است، انسان میتواند از لذتهای پایدار زندگی جستجو کند. او به تواضع و فروتنی همچون ماه نو اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که چنین خصوصیتی باعث میشود فرد بر همه چیز تسلط پیدا کند. همچنین، اگر انسان بر عبرت و آموختن از تجارب خود تاکید کند، میتواند از زندگی بهرهوری بیشتری داشته باشد. شاعر به زاهدان اشاره میکند که به جای زهد خشک و بیثمر، باید به دنبال معانی واقعی زندگی باشند و به جای چیزهای ناچیز، باید ارزشهای واقعی را بشناسند. در نهایت، به ضرورت تلاش اشاره میکند و میگوید که اگر انسان در زندگی تلاش نکند، زمان و فرصتهای خود را از دست خواهد داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل را ز ما به حسن ادا می توان گرفت
زاندک توجهی دل ما می توان گرفت
خود را چو شبنم گل اگر جمع کرده ای
از خاکدان دهر هوا می توان گرفت
در کشوری که حکم قناعت بود روان
از خاک، فیض آب بقا می توان گرفت
چون ماه نو تواضع اگر خوی خود کنی
آفاق را به قد دو تا می توان گرفت
قانع شوی به عبرت اگر همچو عاقلان
از روزگار سفله چها می توان گرفت
زاهد به جوی شیر دهد زهد خشک را
آسان ز دست کور عصا می توان گرفت
چون سایه بس که دولت دنیاست هیچ و پوچ
با مشتی استخوان ز هما می توان گرفت
صائب تلاش کن گروی از حیات گیر
ورنه عنان عمر کجا می توان گرفت؟