دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت
افسوس کاین گره سر راه گهر گرفت
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، احساسات عاشقانه و تنهایی خود را به تصویر میکشد. او با اشاره به اشکها و گرهها، بیان میکند که عشق و وصال برایش دشوار است و هر چه بیشتر در جستجوی عشق برمیآید، بیشتر به چالشها و موانع برخورد میکند. همچنین بر اهمیت عشق و نقش آن در زندگیاش تأکید میکند و از مشکلات و ناامیدیهای ناشی از عدم وصول به معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به حکمتهای زندگی و دشواریهای آن اشاره میکند و به کنایه از سکندر یاد میکند که گاهی حتی بزرگترین شخصیتها نیز در جستجوی راه خود ناامید میشوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت
افسوس کاین گره سر راه گهر گرفت
چشمم سفید ناشده، آمد نسیم وصل
پیش از شکوفه نخل امیدم ثمر گرفت
تا سایه کرد بر سر من آفتاب عشق
بر هر زمین که سایه ام افتاد، در گرفت
عشق از طواف کعبه مرا بی نیاز کرد
این سیل تندرو، ز رهم سنگ بر گرفت
روی ترا به لانه حمرا چه نسبت است؟
نظاره تو شم مرا در گهر گرفت
بی پختگی ز عمر حلاوت مدار چشم
بادام سبز را نتوان در شکر گرفت
صائب جریده شو که سکندر ز آب خضر
زان ناامید شد که پی راهبر گرفت