دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
اغیار را به باطن مهر و وفا گذاشت
این شعر توصیف احساسات عمیق و ارتباطات عاشقانه است. شاعر به اهمیت دعا و صداقت در روابط اشاره کرده و به از خودگذشتگیهای عاشقانه میپردازد. در یکی از سطرها، به فراق فرهاد و کوه الم اشاره میشود که نشاندهنده سختیهای عشق است. همچنین به تصاویری از عشق، خواب و صفای دوستی پرداخته میشود که در آن عشق باعث ایجاد زنجیری از وابستگی و تعلق میشود. در انتها نیز اشاره به ناکامی و بداقبالی در دیار وفا دارد. این شعر به زیبایی احساسات پیچیده عشق و وفاداری را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
اغیار را به باطن مهر و وفا گذاشت
ناخن شکست و سینه همان برقرار خویش
فرهاد رفت و کوه الم را به جا گذاشت
خضری که خار از قدم سعی می کشید
پای به خواب رفته ما را حنا گذاشت
دیگر به خاک پای تو دست که می رسد؟
صد سرمه خط به کاغذ این توتیا گذاشت
روزی که عشق سلسله جنبان زلف شد
زنجیر جای کفش مرا پیش پا گذاشت
صائب گلی نچید ز شکر لبان هند
روز بدی قدم به دیار وفا گذاشت