غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۶۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست

دست و دل گشاده چو روی گشاده نیست

۲

فیض فتادگان بود از ایستاده بیش

سنگ نشان به راهنمایی چو جاده نیست

۳

چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

۴

چون طفل نوسوار به میدان اختیار

دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست

۵

هر چند کوه قاف بود لقمه ای بزرگ

عنقا اگر شوی ز دهانت زیاده نیست

۶

چرخ است زیر ران ز دنیا گذشتگان

عیسی اگر پیاده شد از خر، پیاده نیست

۷

صائب در آن سری که بود همت بلند

گر می شود به خاک برابر، فتاده نیست

بازگشت به سروده‌های صائب