غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یک دم صفای عالم غدار بیش نیست

آیینه آب سبزه زنگار بیش نیست

۲

در پیش چشم پرده شناسان روزگار

اقبال، پرده رخ ادبار بیش نیست

۳

در عالمی که دیده ما را گشوده اند

یک چشم خواب، دولت بیدار بیش نیست

۴

دور نشاط زود به انجام می رسد

یک هفته شادمانی گلزار بیش نیست

۵

پیداست جستجوی خسیسان کجا رسد

معراج خار تا سر دیوار بیش نیست

۶

تردامنی به تیغ اجل آب می دهد

یک چاشت عمر شبنم گلزار بیش نیست

۷

دریاست هر چه هست وجود تو چون حباب

در چشم عقل، پرده پندار بیش نیست

۸

صائب هزار حیف کز آیینه وجود

چون طوطیان نصیب تو گفتار بیش نیست

بازگشت به سروده‌های صائب