غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست

چون صبح چاک سینه من بخیه گیر نیست

۲

این شکر چون کنیم که پهلوی خشک ما

در زیر بار منت نقش حصیر نیست

۳

فکر کمین مکن که تماشایی ترا

پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست

۴

آیینه ای کجاست که بر کور باطنان

روشن شود که طوطی ما را نظیر نیست

۵

در چشم ما که واله ابروی مصرعیم

بین السطور هیچ کم از جوی شیر نیست

۶

صائب در آب سیل بشود دست را ز دل

این خانه شکسته عمارت پذیر نیست

بازگشت به سروده‌های صائب