در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
از ششدر جهات، امید گشاد نیست
این شعر به بررسی ناامیدی و بیثمری زندگی میپردازد. شاعر به زیباییهای دنیا اشاره میکند که در آن امید و آرزوها محقق نمیشوند. او به دنیای ناپایدار و بیاعتمادی به لذتها و خوشیهای ظاهری اشاره کرده و میگوید که آسایش واقعی و خوشبختی در این دنیا وجود ندارد. همچنین، شاعر به عشق و دلدادگی اشاره میکند که انسانها را از وطن و آرامش دور میکند. در نهایت، او به ناپایداری جوانی و یادآوریهای تلخ آن اشاره میکند، و تلاش برای خوشی و برقراری ارتباط با زیباییهای زندگی را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
از ششدر جهات، امید گشاد نیست
در راه ابر، تخم تمنا نکشته ام
کشت مرا ملاحظه از برق و باد نیست
آسودگی ز عمر سبکرو طمع مدار
بر گردباد و سایه او اعتماد نیست
آن را که جذب عشق برون آرد از وطن
چون ماه مصر در گرو خیرباد نیست
در مکتبی که ساده دلان مشق می کنند
رخسار صفحه نقش پذیر مداد نیست
در عهد شیب، شکوه نسیان چرا کنم؟
کم نعمتی است این که جوانی به یاد نیست؟
صائب تلاش صحبت پروانه می کند
بیتابی چراغ ز سیلی باد نیست