ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟
ای اسب خام، سرکشی از تازیانه چیست؟
در این شعر، شاعر به نقد و بررسی غرور و بیخبری انسانها از واقعیتهای زندگی میپردازد. او از بیفکری و سرکشی انسانها در برابر زمانه و تقدیر صحبت میکند و میپرسد که چرا به جای توجه به حقیقت، به چیزهای بیارزش و موقتی دل میبندیم. شاعر با استفاده از تمثیلهایی مانند «اسب خام» و «خرمن گل» به زودگذر بودن خوشیها و خطر وابستگی به چیزهای فانی اشاره میکند. او همچنین به بیفایده بودن برخی تلاشها در زندگی اشاره کرده و از عشق به عنوان تنها مراد واقعی یاد میکند. در نهایت، شاعر به خودآگاهی و نیاز به تفکر در مورد ارزشها و هدفهای زندگی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بوالفضول شکوه ز جور زمانه چیست؟
ای اسب خام، سرکشی از تازیانه چیست؟
چون هر چه می رسد به تو از کرده های توست
جرم فلک کدام و گناه زمانه چیست؟
در گلشنی که خرمن گل می رود به باد
دلبستگی به خار و خس آشیانه چیست؟
ای خضر، غیر داغ عزیزان و دوستان
حاصل ترا ز زندگی جاودانه چیست؟
خاک مراد نیست به جز آستان عشق
رفتن به طوف کعبه ازین آستانه چیست؟
چون در میان کنار گرفتن میسرست
از حسرت کنار، غم بیکرانه چیست؟
بس نیست رطل خواب گران، مستی ترا؟
دیگر می صبوح و شراب شبانه چیست؟
دام است ریشه دانه این پر فریب را
از خرمن سپهر تمنای دانه چیست؟
پهلو به خاک تیره نهادی و از غرور
نشناختی چو تیر هوایی نشانه چیست
چشم تو فارغ است ز عرض نیاز ما
در خواب ناز رفته چه داند فسانه چیست؟
صائب مجو کدورت خاطر ز عارفان
غیر از صفای وقت در آیینه خانه چیست؟