در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
غیر از شکست، عاقبت این سفال چیست؟
این شعر به تفکر درباره بیفایده بودن زندگی مادی و جسمی اشاره دارد و سؤالاتی فلسفی را مطرح میکند. شاعر میپرسد که ارزش و معنای زندگی چیست، وقتی که همه چیز به زوال منتهی میشود و در نهایت، چه چیزی از عمر ما باقی میماند. او همچنین به ناپایداری و عدم ثبات در زندگی اشاره کرده و نشان میدهد که در نهایت، تنها تخیل و خیال هستند که در خواب و واقعیت باقی میمانند. این پرسشها و تأملات، به نوعی به جستجوی معنی و حقیقت زندگی میپردازند و نفی ظواهر دنیوی و بیمعنایی قیل و قالها را به تصویر میکشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در حفظ جسم این همه فکر محال چیست؟
غیر از شکست، عاقبت این سفال چیست؟
عمر دوباره مهر ز صبح از زوال یافت
لرزیدن تو این همه بهر زوال چیست؟
آیینه بی مثال نماند چو باصفاست
ای جان، پی خرابی جسم این ملال چیست؟
در زیر آسمان چه بود جز مثال چند؟
در پرده های خواب بغیر از خیال چیست؟
انگار عید آمد و نوروز هم رسید
جز طی عمر در گره ماه و سال چیست؟
عزم درست، کار پر و بال می کند
ای مرغ پر شکسته تمنای بال چیست؟
آب گهر برای گهر ترجمان بس است
گر در تو هست حالتی، اظهار حال چیست؟
آن شاخ گل اگر نگذشته است از چمن
بر جبهه گل این عرق انفعال چیست؟
از قیل و قال چون نشود کس ز اهل حال
صائب بگو که حاصل این قیل و قال چیست؟